تبليغاتX
Fashion
Fashion

 


کارل لگرفلد

کارل لگرفلد (Karl Lagerfeld) در دهم سپتامبر 1933 در هامبورگ آلمان متولد شد. او به عنوان یکی از با نفوذترین طراحان فشن اواخر قرن بیستم مطرح است. او با انواع مارک های تجاری مختلف، از قبیل فندی، کلوهه و مهمتر از همه شانل، همکاری کرده است. او با بستن قرارداد با شرکت های مهم بین المللی، در سراسر دوران حرفه خود، شاید پیچیده ترین رزومه کاری را نسبت به دیگر طراحان داشته باشد. علاوه براین، او مارک تجاری مخصوص خود را نیز دارد، که در اوایل دهه 1980 تاسیس کرده است و شامل لباس و عطر است. او همچنین در آماده کردن هنرمندان برجسته و پیشتاز، نقش مهمی داشته است.
او تنها فرزند کریستین و الیزابت لگرفلد بود. پدر او یکی از اعضای خانواده بانکدار سوئدی بود و با معرفی شیر غلیظ به آلمان، آینده خود را ساخت. مادر او آلمانی بود و کارل لگرفلد ده سال پس از ازدواج والدین خود، زمانی که مادر او 42 ساله و پدر او شصت ساله بودند، به دنیا آمد. او چندین خواهر و برادر از ازدواج قبلی والدین خود دارد. گزارش غسل تعمید کاتولیک لگرفلد نشان می دهد که او در سال 1933 به دنیا آمده است، اما خود او اظهار می کند که در سال 1938 متولد شده است.

آغاز کار لگرفلد

کارل لگرفلد در سال 1953، به همراه مادر خود به پاریس مهاجرت کرد. او در سال 1955، در سن 22 سالگی، پس از اینکه در مسابقه کت که توسط دبیرخانه پشم بین المللی برگزار شده بود، برنده شد؛ توانست به عنوان کارآموز در پیر بالمین مشغول به کار شود. او چند سال بعد به یک خبرنگار گفت:« من در مسابقه کت برنده شدم. اما واقعا به طراحی کت، کمتر از هر چیز دیگری علاقه دارم. آنچه که من واقعا عاشق آن هستم، پیراهن های مشکی کوتاه است.»

یوس سنت لورنت نیز در در بخش پیراهن این مسابقه برنده شد. کارل در سال 1976 گفت:« یوس لورنت برای دیور کار می کرد، سایر افراد جوانی که من می شناختم، برای بالنسیگا کار می کردند و فکر می کردند که بهترین است، اما من چندان تحت تاثیر آن قرار نمی گرفتم.»

در سال 1958، پس از سه سال کار برای بالمین، به جین پتیو رفت. او در آنجا به مدت پنج سال، دو مجموعه خیاطی سطح بالای فشن را در هر سال طراحی می کرد. نخستین مجموعه او، در جولای سال 1958 در یک نمایش دو ساعته ارائه شد، اما او از نام رولند کارل، به جای کارل لگرفلد استفاده کرد(البته در سال 1962، خبرنگاران از او با نام کارل لگرفلد یا کارل لگرفت یاد کردند). نخستین مجموعه او چندان مورد قبول قرار نگرفت. کری داناوان نوشت:« مطبوعات ا ز این مجموعه اظهار بیزاری کردند.» یونایتد پرس نوشت:« این طراح جوان، رولند کارل 25 ساله، مجموعه ای را به نمایش گذاشت که نشانه ای از پیراهن های گشاد سال گذشته در آن دیده نمی شد. یک جفت پیراهن میهمانی کوتاه مشکی، در قسمت جلو برش بسیار عریض و بازی داشت که حتی برخی از خبرنگاران زن نیز با دیدن آن به هیجان آمدند. سایر پیراهن های میهمانی و پیراهن های شب، دارای پشتی با برش کوتاه بود.» جالب اینکه کارل لگرفلد ادعا کرد که طرح های این فصل او، شبیه حرف "K" است، در قسمت جلو مانند یک خط مستقیم است، در کمر منحنی و خمیده می شود و یک دامن کوتاه و حجیم دارد.
مجموعه بعدی او برای بهار 1959، به نظر کری داناوان پیشرفت بسیار زیادی داشت. او در اینباره نوشت:« مطبوعات او را بسیار زیاد مورد تشویق قرار دادند و به او آفرین گفتند. لباس های او زیبایی و ظرافت خاصی داشت.»
دامن های مجموعه بهار 1960 او، بسیار کوتاه بود؛ این مجموعه خیلی مورد قبول قرار نگرفت. کری داناوان درباره این مجموعه گفت:« این مدلها مانند لباس های آماده- پوشیدن قابل خریداری بود، نه خیاطی سطح بالا.» او در مجموعه پاییز 1960، کلاه های کوتاه خاصی را طراحی کرد، دایره هایی از ساتن به شکل کلوچه که بر روی گونه آویزان بود. این مجموعه کارل به خوبی مورد استقبال واقع شد، اما ابتکاری و پیشرو نبود.
شغل مستقل(1962-1982)

لگرفلد پس از ترک پتیو در سال 1962، بلافاصله به عنوان یک طراح مستقل شروع به کار کرد؛ او با مارک های تجاری از قبیل ماریو والنتینو و رپتو کار کرد.

او با پولی که از خانواده ثروتمند خود به دست آورده بود، یک فروشگاه کوچک در پاریس افتتاح کرد. در آن زمان او اغلب با مادام زریکیان، طالع بین ترکی کریستین دیور، مشورت می کرد. لگرفلد بعدها گفت:« او به من گفت که در فشن و عطر موفق خواهم شد.»
او در سال 1963 برای تیزینی، یک سالن رومی طراحی زنانه سطح بالا که در همان سال توسط فردی به نام ایوان ریچاردز تاسیس شده بود، مشغول طراحی شد. او در ابتدا به عنوان طراح لباس زنانه سطح بالا، کار خود را آغاز کرد و سپس آن را به مجموعه آماده- پوشیدن گسترش داد؛ این مدل ها مارک « تیزینی،رم - ساخته شده در انگلستان» را بر روی خود داشت . لگرفلد و ریچاردز، نخستین مجموعه خود را در سال 1963، با کمک یکدیگر طرح ریزی کردند. لگرفلد تا سال 1969 برای این شرکت طراحی کرد. الیزابت تیلور یکی از طرفداران این مارک تجاری بود. زمانی که لگرفلد برای این شعبه طراحی می کرد، افرادی از قبیل جینا لولوبریجیدا و دوریس دوک مشتری آن بودند. در سال 1969، گای دوویر جانشین او در این شرکت شد.
در سال 1964، او به طور مستقل برای شرکت کلوهه در پاریس، مشغول طراحی شد؛ که بعدها به یکی از مهمترین شغل های او تبدیل شد. در ابتدا او تنها بخش های کمی از مجموعه کلوهه را آماده می کرد، اما به تدریج تمامی مجموعه را طراحی می کرد.

به هر حال، نام لگرفلد در دهه 70 تا حد زیادی با سالن کلوهه مرتبط بود. در آنجا به او اختیار تام داده شده بود تا مجموعه های آماده- پوشیدن زنانه عالی را تولید کند.

لگرفلد در سال 1970، در حالی که هنوز در کلوهه باقی مانده بود؛ به طراحی برای سالن رومی طراحی زنانه سطح بالا به نام کوریل مشغول شد. این یک همکاری مختصر بود. در اولین مجموعه او برای این سالن، تمام مانکن ها، کلاه گیس های بلوند کوتاه مشابهی به سر داشتند. او همچنین شلوارک های مخملی مشکی را به نمایش گذاشت که در زیر یک شنل مخمل بلند مشکی پوشیده شده بود.

مجموعه بهار 1973 او برای سالن کلوهه، در اکتبر 1972 به نمایش گذاشته شد. او ژاکت ها و بلوزهای کوتاه زنانه گشاد و پیراهن های ابریشمی با طرح های چاپی را به نمایش گذاشت. او نوعی دامن را طراحی کرد و آن را دامن شگفتی آور نامید؛ این دامن ابریشمی پلیسه دار که طول آن تا قوزک پا بود، به قدری شل و گشاد بود که این حقیقت را مخفی می کرد که آن در اصل یک شلوار است. او در آن زمان به یک خبرنگار گفت:« به نظر می رسد که پوشیدن این نوع دامن، یک حس و ظاهر خارق العاده را ایجاد می کند.» او هچنین مجموعه ای را طراحی کرد که از کارمن میرندا الهام گرفته بود، و شامل پیراهن هایی با دامن بسیار کوتاه و بالاتنه دکلته و پیراهن های بلند با بالاتنه دکلته و دستمال گردن بود.

در سال 1972 او همکاری طولانی مدت خود را با فندی آغاز کرد. او طراحی خز، لباس و لوازم جانبی را برای این شرکت انجام می داد.

شهرت جهانی(از سال 1982 تا کنون)
لگرفلد در سال 1982 کلوهه را ترک کرد و به عنوان رئیس سالن طراحی شانل انتخاب شد. او در همان زمان، یک قرارداد طراحی با یک شرکت ژاپنی بست تا مجموعه های لباس زنانه و مردانه را برای آن طراحی کند؛ یک شعبه لباس زیر زنانه در آمریکا افتتاح کرد؛ برای چارلز جوردن کفش طراحی می کرد؛ برای بالنتین پلوور تولید می کرد؛ و به عنوان مشاور فشن با ترویرا همکاری می کرد.

او طرح های افسانه ای خلق کرده است مانند پیراهن رگباری، که آب تزئینی در سمت جلوی لباس روان بود؛ یک پیراهن- ماشین با یک شبکه محافظ رادیاتور و یک گلگیر، و انبوهی از کلاه های عجیب و غریب.
در سال 2004 تعدادی لباس برای تور Re-Invention مدونا طراحی کرد و اخیرا لباس هایی برای تور Showgirls کایلی مینوگ طراحی کرده است. طبق برخی گزارشات، او پیراهنی برای تبلیغ عطر ماریا کری طراحی خواهد کرد.

لگرفلد اخیرا با مارک تجاری فشن بین المللی سوئدی ،H&M همکاری کرده است. در دوازده نوامبر 2004، حراج،H&M عداد محدودی از لباس های مختلف زنانه و مردانه لگرفلد را به حراج گذاشت. تنها دو روز پس از عرضه کردن این حراج،H&M اعلام کرد که تقریبا تمامی لباس ها به فروش رسیده است.
لگرفلد در دسامبر 2006، راه اندازی مجموعه جدیدی از لباس های زنانه و مردانه، تحت عنوان نام « K Karl Lagerfeld» را اعلام کرد. این مجموعه شامل تی شرت و انواع متنوع شلوار جین است.
فعالیت های جانبی
لگرفلد به فعالیت های دیگری غیر از فشن نیز علاقه مند است. به عنوان مثال او به زبان آلمانی، انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی مسلط است و تمایل دارد که زبان اسپانیایی را نیز فرا بگیرد؛ به اشیای باستانی علاقه دارد و عکاسی نیز انجام می دهد. از نمونه عکس های او می توان مجموعه عکس دیوید میلر، طراح آفریقای جنوبی، و عکس ماریا کری برای جلد مجله وگو در سال 2005 را نام برد.
کاهش وزن : لگرفلد همچنین به خاطر تغییر شکل چشمگیر و قابل توجه بدن خود معروف است. او در طول سیزده ماه، توانست 42 کیلو کاهش وزن داشته باشد. او گفت:« من ناگهان تصمیم گرفتم تا به شکل متفاوتی لباس بپوشم و لباس های طراحی شده توسط هدی اسلیمن را بپوشم. اما این سبک ها برای پسرهای بسیار لاغر طراحی شده بود، نه مردی به سن و سال من. بنابراین لازم بود تا من وزن خود را حداقل 40 کیلو کم کنم. این کار دقیقا سیزده ماه طول کشید.»

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:48  توسط مجتبی مروستی | 

 

راه و رسم طراح لباس شدن در هالیوود!
كد مصاحبه: 323

14 مهر 1387

نويسنده مصاحبه: آزاده اسدی

به نقل از سایت دوخت

 


اگر اهل مد و لباس هم نباشید، اسم یک ایرانی را که به عنوان مارک لباس روی جلد مجلات مد آمریکایی ببنید حتما کنجکاو می‌شوید.
پگاه انواریان در آمریکا و اروپا فقط اسم یک طراح معمولی لباس نیست. این اسم چهار سالی هست که کنار مارک‌هایی مثل اسپریت، فندی یا ورساچه جا خوش کرده، و همراه بقیه‌ی مارک‌های پرسابقه، در نمایشگاه فصلی مد اروپا و آمریکا حضور دارد.
پگاه انواریان پنج‌ساله بود که با پدر و مادرش از ایران به آمریکا مهاجرت کرد. حالا پگاه ۳۲دارد و کار طراحی مد را بعد از تجربه‌ی‌ طراحی لباس در موزیک‌- ویدیوهای هالیوودی شروع کرده.
خودش می‌گوید به‌صورت خیلی اتفاقی، زمان دوختن و هماهنگی لباس یکی از بازیگران یک موزیک‌ـ ويدیو، پارچه‌ی‌ کشمیر را امتحان کرده و سبکی و انعطاف این پارچه به او کمک کرده مدل خاصی را کشف کند؛ آن‌قدر خاص که جنیفر لوپز، خواننده و بازیگر معروف آمریکایی، درجا درخواست کرد پگاه آن لباس را اختصاصی برایش بدوزد.
بعد از این ماجرا، زندگی پگاه به‌عنوان طراح مد شکل گرفت و در عرض چهار سال اسم او، یعنی«پگاه انواریان»، تبدیل به یک مارک معروف در ایالت‌های مختلف آمریکا شد. این روزها لباس‌های او بر تن چارلیز ترون، هاله بری، مدونا،‌ شکیرا و خیلی از بازیگران زیبای هالیوودی به چشم می‌خورد و خودش تبدیل به چهره‌‌ی مطرحی در شبکه‌های مد تلویزیونی شده است.
در گفت‌وگو با پگاه انواریان، که به فارسی چندان مسلط نبود، سعی کردم سراغ موارد مبهمی بروم که خیلی از جوانان دوست دارند در موردشان بیشتر بدانند؛ چیزهایی در مورد زندگی مانکن‌ها، روش‌های طراحی لباس و روش طراحی لباس برای ستاره‌های سینما در مراسم اسکار.

  پگاه، به خاطر سابقه‌ی‌ کار در ساخت موزیک‌ـ ويدیو برای خواننده‌های آمریکایی، رابطه‌ی‌ نزدیکی با بازیگران و خواننده‌های سرشناس هالیوودی داشته و یکی از دلایلی که به مطرح شدن سریع او کمک کرد، همین بوده است. ولی در اولین سؤال از او پرسیدم:

برای طراح مد شدن چه مراحلی باید طی شود؟ آیا کافی‌ست فقط طراحی بدانیم یا خیاطی بلد باشیم؟

 اگر خیاطی را خوب بلدیم، شاید بتوانیم در این رشته موفق باشیم. فقط فکر می‌کنم باید بیشتر استعدادش را داشته باشی. باید لباسی را طراحی کنی که مثل همه نباشد و بسیار خیلی متفاوت باشد.

 این تفاوتی که می‌گویی چی هست؟ مثلا‌ تو در طراحی لباس‌هایت چه روش متفاوتی با بقیه داری؟
روش من این است که پارچه را روی تن درست می‌کنم و برش می‌زنم. آن‌قدر با پارچه بازی می‌کنم تا ببینم چطور به هیکل فرد می‌آید. همه‌ی بخش‌ها را با دست می‌دوزم و بعد می‌دهم به خیاط اصلی. او بر اساس کار من مدل واقعی را در می‌آورد.
من خیاط نیستم و نمی‌توانم از دید یک خیاط بگویم؛ ولی مدل‌هایی که تو طراحی می‌کنی ساده‌اند. طرح‌هایت عجیب‌وغریب نیستند و لزومی ندارد که حتما جنیفر لوپز باشی و آن را بپوشی. لزومی هم ندارد برای یک جشن یا مراسم خیلی خاص این لباس ها را بپوشی.
سادگی؛ شاید در نگاه اول به نظر برسد، اما اگر خوب نگاه کنی جزییات خاص لباس و پارچه را می‌بینی.

مثلا چه جزییاتی در کارت هست که آن را خاص می‌کند؟
دوختش. دوخت این لیاس‌ها و انتخاب هر پارچه نکاتی دارد که کار را منحصر به فرد می‌کند. ما روی لباس‌ها کاری می‌کنیم که اصلا شبیه بقیه نباشد.

طراحی لباس از: پگاه انواریان

 طرح های سنتی را دوست ندارم. به نظرم خسته‌کننده هستند و هیجانی در آنها نیست. اما طراحی لباس‌هایم را با این ويژگی انجام می‌دهم که وقتی به لباس نگاه می‌کنی، بفهمی پگاه انواریان آنها را درست کرده، نه مثلا گوچی یا پرادا.

 هیچ‌وقت با گوچی و پرادا صحبت کردی؟
نه. هیچ‌وقت صحبت نداشتم. فقط برای چندین ماه در میلان زندگی کردم و تجربه‌ی کار اروپایی را از نزدیک دیدم. توانستم بفهمم چطور می‌دوزند و طراحی می‌کنند.

 در طرح‌هایت از سمبل‌های ایرانی استفاده نمی‌کنی؟
زمانی که پنج ساله بودم از ایران بیرون آمدم. چیز زیادی از آن زمان یادم نیست. و از آنجایی که زندگی درآمریکا بدون دوست ایرانی مجبورت می‌کند از این فرهنگ چیز زیادی ندانی، در این مدت نتوانستم با اِلِمان و سمبل‌های ایرانی از نزدیک آشنا شوم. در واقع با فرهنگ ایرانی آن‌قدرها آشنا نیستم.

 در این مدت هم ایران نرفتی؟
نه. اصلا نرفتم. یک روز بالاخره می‌روم. فقط یک روزی.

 چرا طراحان لباس بیشتر از رنگ‌های مشکی و خاکستری استفاده می‌کنند؟
به خاطر این‌که رنگ سیاه و خاکستری و همین‌طور سفید دوخت لباس را بسیار شیک نشان می‌دهند. اصولا همه‌ی پارچه‌ها در رنگ مشکی قشنگ‌تر می‌شوند. من هم زیاد مشکی می‌پوشم. شاید به خاطر همین است که همیشه از این رنگ استفاده می‌کنم.

 آخرین مدل شلوار و بلوزی که طراحی کردی چه رنگی‌ست؟
همه‌اش مشکی‌ست.

 معمولا بر اساس چه قیمتی لباس‌هایت در فروشگاه عرضه می‌شود؟
توی فروشگاه‌ها مثلا شلوار می‌شود ۵۰۰ دلار و بلوز باشد بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ و اگر پیراهن معمولی باشد ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار. لباس شب خاص هم بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار.

 کسی می‌خرد با این قیمت؟ مثلا یک شلوار ۵۰۰ دلاری؟
بله. خیلی‌ها می‌خرند. کسانی که دوست دارند لباس‌شان خیلی خاص باشد. خیلی‌ها برایشان قیمت فرقی ندارد چه پانصد دلار باشد یا پنج هزار دلار. اگر چیزی ببینند که خیلی دوستش دارند حتما می‌خرند. تا حالا مشکل پول نداشتم با مشتری‌هایم.

 یعنی مثلا اگر دلت خواست می‌توانی روی شلوار ۵۰۰ دلاری قیمت ۲۰۰۰ دلاری بگذاری، اما بازهم این نوع مشتری‌ها می‌خرند؟

 می‌خرند. اما من لباس‌ها را می‌گذارم برای فروش، نه این‌که همین‌طور یک قیمت وحشتناک برایش تعیین شود.

 چه کسی قیمت‌ها را تعیین می‌کند؟

 قیمت‌ها را خودمان می‌گذاریم. فقط به نحوی قیمت‌گذاری می‌کنیم که بفروشیم نه این‌که الکی بگوییم ۲۰۰۰ دلار و مدت‌ها منتظر بمانیم تا یکی بیاید بخرد. من به هر فروشگاهی لباس نمی‌فروشم. باید ببینم کدام فروشگاه هست، کدام طراح ها در آن جنس دارند. حتا دکوراسیون و فروشنده‌ها را هم بررسی می‌کنیم. برای همین، قیمت همین‌جوری هم برای لباس تعیین نمی‌کنیم.

 هیچ‌وقت هنرپیشه‌ها یا خواننده‌های معروف از تو خرید کرده‌اند؟ یا مثلا مدل لباس خاصی برای آنها طراحی کرده‌ای؟

 همیشه.

 مثلا چه کسانی؟
جنیفر لوپز، کامرون دیاز، اسکارلت جو هانسن، مدونا و... راستش یادم نیست دقیقا. به‌خاطر این‌که خیلی‌ها می‌آیند و بیشترشان هنرپیشه یا خواننده‌ی زن هستند. هنوز لباس‌های مردانه طراحی نکرده‌ام.

 برای مراسم اسکار و کن تا حالا طراحی کردی؟
اسکار هنوز نه، اما دو سال پیش در گلدن گلوب برای تری پلو لباس طراحی کردم.

 برای مراسم اسکار چطور هنرپیشه‌ها لباس‌های‌شان را انتخاب می کنند؟ و طراحان چطور این کار را انجام می‌دهند؟

 بستگی دارد‌ کدام طراح انتخاب شود. مثلا دو هفته قبل از مراسم، جورجیو آرمانی یک برنامه می‌گذارد و هنرپیشه‌ها هم انتخابی می‌کنند مدل مورد نظرشان را. و لباس برایشان فرستاده می‌شود.

 
این لباس‌ها مجانی برای بازیگران طراحی می‌شوند و دست‌شان می‌ماند؟
بیشتر مجانی فرستاده می‌شود؛ چون آنها لباس را پس می‌دهند و فقط برای آن روز استفاده می‌کنند.

  چرا نگه نمی‌دارند؟
به خاطر این‌که هر روز از چندین طراح مختلف جنس می‌گیرند، یک بار می‌پوشند، عکس می‌گیرند، و نمی‌خواهند کسی ببیند که او این لباس را دوبار پوشیده.

 فکر می‌کنم در ذهن خیلی از ما این سؤال هست: وقتی شبکه‌های مد یا مجله‌های مد را نگاه می‌کنی، به این فکر می‌کنی که مانکن‌ها چطور زندگی می‌کنند؟ مثلا باید ورزش بکنند؟ می‌توانند همه چیز بخورند؟ می‌توانند چیپس یا شکلات و شیرینی بخورند؟
بدن بیشتر مانکن‌ها طوری است که هر چی بخورند یا نخورند، همان شکلی می‌مانند. به خاطر این‌که متابولیسم بدن‌شان حالت خاصی دارد و اگر مثلا ده ‌تا شیرینی بزرگ در روز بخورند، هیچ اتفاقی برایشان نمی‌افتد و چاق نمی‌شوند. اما بعضی از مانکن‌ها همیشه رژیم غذایی دارند و می‌ترسند چاق بشوند. اینها یا استعداد چاقی دارند یا فقط می‌ترسند تناسب اندام را از دست بدهند. اما این برای طراحان مد مشخص هست. آنهایی که خیلی لاغر هستند، لباس در تن‌شان چندان زیبا و شکیل نمی‌شود؛ منظورم آنهایی‌ست که می‌توانی استخوان‌هایشان را هم ببینی.

 چه وزن یا سایزی برای طراحان مد معمول و مناسب است؟
سایز ۴ که در اروپا می‌شود ۳۶.

 این برای دخترهاست. برای پسرها چی؟
سایز متناسب مردان را نمی‌دانم. چون دوست دارم روی همین کاری که می‌کنم تمرکز کنم و روی زنان کار کنم. شاید در زمانی دیگر سراغ طراحی لباس مردان هم بروم.

 هیچ‌وقت خواسته‌ای لباس‌هایی را که برای آدم‌های معروف طراحی می‌کنی، برای خودت نگه داری و دلت نخواهد بدهی؟
وقتی برای کسی لباسی می‌دوزم یا طراحی می‌کنم، برای خودم هم از آن کنار می‌گذارم. تا امروز همه‌ی لباس‌هایی را که برای دیگران کار کرده‌ام، خودم هم دارم.

 خیلی‌ها دوست دارند از لباس‌های تو بخرند ولی توانش را ندارند ۵۰۰ دلار برای یک شلوار بدهند.
می‌دانم. اما مسأله این است که خیلی وقت‌ها پارچه از اروپا می‌آید و بسیار گران است؛ مثلا گاهی فقط زیپ‌اش ازطلای واقعی‌ست. گران بودن لباس‌های مارک‌دار به‌خاطر یک سری دلایل خاص است.

 تو با کدام مارک بزرگ رقابت می‌کنی؟
رقیبی نمی‌شناسم. من چهار سال است که کارم را شروع کرده‌ام و مسلما نمی‌توانم با مثلا با گوچی، که هشتاد سال کار کرده، رقابت داشته باشم. راستش را بخواهید به شکلی لباس‌ها را طراحی می‌کنم که شکل کار کس دیگری نیست و نمی‌توانم بگویم رقیبم کیست.

 ----------------------

 منبع: سایت رادیو زمانه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:44  توسط مجتبی مروستی | 
 

Christian Dior (January 21, 1905 – October 23, 1957), was an influential French fashion designer. He was born in Granville, Manche, Normandy, France. Dior flagship boutiques are found in Paris, London, Milan, Tokyo, Shanghai, Hong Kong, New York, Boston, Los Angeles, Honolulu, Las Vegas, and San Francisco.

He was the younger son of Maurice Dior, a manufacturer of fertilizer and chemicals, and his wife, the former Madeleine Martin. Dior had an elder brother, Raymond, whose daughter was the Nazi sympathizer Françoise Dior. His sister was a member of the French resistance. Acceding to his parents' wishes, Dior attended the Ecole des Sciences Politiques from 1920 to 1925. The family, whose fortune was derived from the manufacture of fertilizer, had hopes he would become a diplomat, but Dior only wished to be involved in the arts. After leaving school he received money from his father so that in 1928 he could open a small art gallery, where he sold art by the likes of Pablo Picasso and Max Jacob. After a family financial disaster that resulted in his father losing his business, Dior was forced to shut down the gallery. In the 1930s Dior made a living by doing sketches for haute couture houses. In 1938 he worked with Robert Piguet and later joined the fashion house of Lucien Lelong, where he and Pierre Balmain were the primary designers. In 1945 he went into business for himself, backed by Marcel Boussac, the cotton-fabric magnate. Dior's fashion house opened in December 1946, and the following February, he presented his first collection, known as Corolle. It was more famously known as the New Look. The actual phrase the "New Look" was coined by Carmel Snow, the powerful editor-in-chief of Harper's Bazaar. Dior's designs were more voluptuous than the boxy, fabric-conserving shapes of the recent World War II styles, influenced by the rations on fabric. He was a master at creating shapes and silhouettes; Dior is quoted as saying "I have designed flower women." His look employed fabrics lined predominantly with percale, boned, bustier-style bodices, hip padding, wasp-waisted corsets and petticoats that made his dresses flare out from the waist, giving his models a very curvaceous form. The hem of the skirt was very flattering on the calves and ankles, creating a beautiful silhouette. Initially, women protested because his designs covered up their legs, which they had been unused to because of the previous limitations on fabric. There was also some backlash to Dior's designs form due to the amount of fabrics used in a single dress or suit--during one photo shoot in a Paris market, the models were attacked by female vendors over the profligacy of their dresses--but opposition ceased as the wartime shortages ended. The New Look revolutionized women's dress and reestablished Paris as the center of the fashion world after World War II. Dior died at the health spa town Montecatini. Some reports say that he died of a heart attack after choking on a fish bone.[1] Time magazine's obituary stated that he died of a heart attack after playing a game of cards.[2] However, the Paris socialite and Dior acquaintance Alexis von Rosenberg, Baron de Rédé stated in his memoirs that contemporary rumor had it that the fashion designer succumbed to a heart attack after a strenuous sexual encounter with two young men. His companion, at the time of his death, was an Algerian-born singer, Jacques Benita (born 1930).

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:40  توسط مجتبی مروستی | 

 

Yves Henri Donat Mathieu-Saint-Laurent (born August 1, 1936 in Oran, Algeria - died June 1, 2008), is a French fashion designer, considered among the greatest of the 20th century. In 1985, in her book, "Couture: The Great Fashion Designers", Caroline Rennolds Milbank wrote, "The most consistently celebrated and influential designer of the past twenty-five years, Yves Saint Laurent can be credited with both spurring the cuture's rise from its Sixties ashes and with finally rendering ready-to-wear reputable".

Yves Saint Laurent

Born in 1936, Yves Saint Laurent grew up in Oran, Algeria. At 17, he left for Paris where he showed his drawings to Michel de Brunhoff, director of Vogue, who published several of them immediately. Following a stint at fashion school, Saint Laurent was introduced to Christian Dior by de Brunhoff and he went on to work for Dior until his death in 1957.
After taking over as art director for Dior, Saint Laurent launched his first collection for the company, the Ligne Trap�ze, that year. It was a resounding success the world over and won him a Neiman Marcus Oscar. In 1960, Saint Laurent created his revolutionary "Beat Look" collection which used couture techniques to refine streetstyle. However, his dramatic designs were too much for the house of Dior and a year later they lifted bars on his national service.
When he returned from service in 1962, Saint Laurent set up his own fashion house with Pierre Berg� and continued to rock the establishment. In 1966, he introduced le smoking, his legendary smoking suit, which prompted the consequent androgynous revolution. He is now credited with a range of other innovations including the reefer jacket (1962), the sheer blouse (1966), and the jumpsuit (1968), as well as ready-to-wear culture as a whole.
In October 1998, Yves Saint Laurent showed his last ready-to-wear collection for the Rive Gauche label he had founded more than 30 years before. But, according to a sorrowful spokeswoman, the 61-year old designer was simply too overwrought to take his final bow. US designer Alber Elbaz was hand-picked to succeed him, but found that his career there was swiftly terminated after the Italian fashion Gucci bought full control of the business at the end of 1999 and handed the reins to powerhouse designer Tom Ford. Yves Saint Laurent retained control of the haute couture business and continues to show in Paris each season. These days, the reach of the Saint Laurent empire he founded and sold on is vast: the company produces menswear, furs, jewellery, perfumes and a range of accessories, all of which are distributed worldwide.

During his career, Saint Laurent was arguably the industry's greatest designer. Over the years, he received countless accolades: in 1985, he was made a Chevalier of the Legion of Honour by President Fran�ois Mitterand; in 1995, he was promoted to the rank of Officer of the Legion of Honour, finally becoming a Commandeur six years later. His status as a national icon was also cemented when, at the final of the 1998 World Cup, near Paris, 300 models presented a retrospective of YSL creations, to celebrate the designer's forty years in fashion, in front of 80,000 football fans and more than 170 international sports channels. In January 2002, the 65-year-old designer announced his retirement. Paying tribute to his mentors, including Christian Dior, Balenciaga, Schiaparelli and Chanel, he revealed that his decision was based on a disgust with an industry that had become ruled more by commercial gain than art. "I have nothing in common with this new world of fashion, which has been reduced to mere window-dressing," he said. "Elegance and beauty have been banished." The news came just 16 days before he presented his final haute couture collection. In a fitting end to his 40-year career, the show constituted a thorough retrospective of his work: over an hour and a half long, it featured over 250 outfits, 40 of them new designs, and 100 models. A tearful Yves Saint Laurent took his final bow as his long-time muse, Catherine Deneuve, sang Ma Plus Belle Histoire d'Amour.
Like Chanel, Saint Laurent has created an unique style which for decades has been synonymous of the the most refined and modern elegance. He was the first, in the 60s to understand that haute couture could take its inspiration from the street, not limiting itself to be a closed world without any relation with everyday life. His first collection for Christian Dior in 1958, after his mentor�s death, was a big sensation. In the elegant rooms of Avenue Montaigne, he introduced a gritty and irreverent new look, very unpolitically correct for the formality of the period. It was already possible to sense the originality of the new designer, who, during all his career, has been a constant innovator, a modernizer of the female image. Decades before Giorgio Armani he had the intuition to glamourize for women some items taken from the male wardrobe, such as the blazer, the tuxedo, the pant suit, the leather jacket. His devouring passion for art has enabled him to create clothes inspired by Picasso, Matisse, Braque, David Hockney, Mondrian, etc. in a time when coupling art with fashion was not yet an abused idea as it is today. Again, much in advance on others, he was the first to enrich his collections with ethnic and folk elements coming from Africa, Spain, Morocco, Russia and China. His enduring love for the theatre and for literature, Marcel Proust being his tutelary deity, have also been transposed into his clothes.
Yves Saint Laurent died on June 1, 2008 from the effects of brain cancer, at his residence in Paris.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:17  توسط مجتبی مروستی | 

 

At 11 p.m., precisely two hours after his official starting time, Marc Jacobs surprised his audience by running out onto his Stefan Beckman-designed set for a quick bow. Next came the music, Ravel's Boléro, and out filed the models in finale formation. Then here was the first girl (or rather the last, because by now it was clear this extraordinary show was unspooling backward, starting with look 56 and running down to one). She wore a "silly-string guipure gown," her satin under-things peeking out and her heels perched on top of her "too-small pumps." Behind her, an image of the model in nothing but the bra and panties she wore underneath her outfit was projected on two large screens.

Jacobs collaborated with the video artist Charles Atlas to create the film that played simultaneously with the show. They shot the piece Sunday evening, and Atlas spent the whole night in the editing booth finishing it. As for the clothes and accessories, they were just as off-kilter and knock-your-socks-off as the production, with a bonkers surrealist streak. Trompe l'oeil underwear decorated georgette slipdresses, the heels of pumps protruded not from the heel at all but from the ball of the foot, and three-dimensional quilted leather bags were grafted onto square totes. Transparency was a key theme, too: Cashmere sweaters were inset with sheer panels at the waist, and reconstructed black bugle-bead evening dresses came suspended from their nude linings. Gimmicky? You bet. But also fascinating. If you want normal or tame, you're going to have to look on a different runway. Even the suits came with hip-high slits—though, this being Jacobs, the effect was just as often gawky and awkward as it was provocative.

So what was it all about? With most of the models in varying stages of dishabille, Jacobs appeared to be saying something conceptual about the process of getting dressed—or getting undressed—but he was typically vague backstage. "It's cartoon versions of all the women I know—conservative types, vamps, everybody," he allowed. From the looks of two number-emblazoned team-jersey T-shirt dresses that appeared on his runway, there are footballers' wives in the designer's inner circle along with all of those rockers and artists. One thing's for certain: He's moved on from last season's bourgeois austerity. This sublime performance was about sex, which is one of the reasons why we couldn't look away.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:14  توسط مجتبی مروستی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
Fashion
Fashion refers to styles of dress (but can also include cuisine, literature, art, architecture, and general comportment) that are popular in a culture at any given time. Such styles may change quickly, and "fashion" in the more colloquial sense refers to the latest version of these styles.


نوشته های پیشین
87/07/22 - 87/07/30
87/07/05 - 87/07/21
87/07/08 - 87/07/14
آرشیو موضوعی
News
Fashion Week
Brands
Designers
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM